تبلیغات
بیت الحمد
 
سیر تحولات حشمت الله طبرزدی

شاید عجیب ترین و رساترین توصیفی که بشود از تغییر نظرات او داشت این است که او را مبدع لفظ «امام خامنه ای» می دانند، اما او در کمتر از یک دهه تغییری 180 درجه ای را تجربه و از منتقدین ولایت فقیه شد و طرح دوره ای بودن مقام رهبری و تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح کرد. روزگاری نشریه اش مدافع سرسخت هاشمی رفسنجانی و دولت او بود اما روزگاری هم رسید که او در نشریه اش افشاگری هایی را در مورد دولت وی مطرح کرد، کار به همینجا ختم نمی شود البته پیام دانشجو همان نشریه ای بود که یکی از جنجالی ترین پرونده های تاریخ انقلاب یعنی پرونده مربوط به برادر محسن رفیق دوست را افشا و پیگیری و در نتیجه یکی از متهمان این پرونده یعنی فاضل خدادا محکوم به اعدام و دیگر متهم این پرونده یعنی مرتضی رفیق دوست(برادر محسن رفیق دوست) محکوم به حبس ابد شد. حشمت الله طبرزدی در سالهای جنگ نیز به عنوان داوطلب به جبهه رفته و از گزند ترکشها هم در امان نماند و دو برادرش را هم در جنگ از دست داد اما بعدها ادعا کرد که به عنوان بسیجی به جبهه نرفته است. او همچنین روزگاری نقدهایی را بر نظریه قبض و بسط سروش وارد می کرد و امروز رسما خود را یک سکولار می داند، حشمت الله طبرزدی در ماجرای کوی دانشگاه و وقایع سال 78 به عنوان یکی از مسببین آشوبها به زندان محکوم و چند سال پیش محکومیتش به پایان رسید. حشمت الله طبرزدی این روزها به رویای یک حکومت سکولار می اندیشد.

ادامه مطلب را بطور تفصیلی در ادامه مطلب بخوانید!

.

اصل متن در وبلاگ ارمینه قرار دارد




ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاست بی پدرومادر، 
برچسب ها :


زمان بازرگان به ما بر چسب چریکی زدند ، زمان بنی صدر هم برچسب منافق! الان هم بر چسپ خشک مقدسی و تحجر؟ هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم ،برچسب بارنمان کردند. حالا روزی ده برچسب دشت می کنیم ، اما بسیجیان دلسرد نباشید ؛

حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند!

امروز ساختمان جنوبی شاهد یک تحصن  تاسف بار بود البته با حضور تقریبا 100 تا دانشجو . جلوی کلاس استاد شریفی . با انواع شعارهای عاری از هرگونه شخصیت ...

نه اینکه ناراحت باشیم از اینکه این تحصن اتفاق افتاد و امثال ما مثلا فحش خور شدیم ، که از گفتگوی تمدن شان جز اینکه بسیجی برو گمشو و کلی اهانت و بی ادبی بر نمی آید .( ادب مرد به از دولت اوست صرفا شعاری از جهت پراکنده شدن حواس از ضعف گوینده است، همین )یا نه  اینکه ناراحت باشیم بقول خود اوباش حرفشونو به کرسی نشوندند و کلاس از استاد گرفته شد . نه ، خوشحالم که بعضی خوب چهره خودشان را نمایاندند .

دلم برای خیلی از بچه هایی که تصور میکردند که این تحصن بخاطر احقاق حق یه دانشجو بوده ، سوخت مخصوصا وقتی دیدم با شایعه اومدن حراست همه اینایی که قدعلم کردند ، بدون اینکه به بچه هها فکر کنند و بگن که پراکنده بشن ، خودشون فرار رو برقرار ترجیح دادند و یکی یکی جیم شدند ، حالا بماند تکلیف بقیه چی میشه؟

البته خوشحال هستم که هوچی گران جز مدعیانی اغتشاش گر و ترسو هستند چون بعد از اومدن مذاکره پشت دربهای بسته آقایی با تحریف کامل سخنان معاونت آموزشی فقط خواستند تشنج ایجاد کنه ، غافل از اینکه لااقل یه ذره با ادبیات آقای دکتر حسنقلی پور آشنایی داشته باشه ، (محض خاطر عزیز رفقا محکم میگم آقای دکتر کسی نیست که بگه من حالتو میگیرم !!!)

جالب اینجا بود همون لحظه که با اون خانم صحبت کردم میگفت : من میدونم اینا برای من نیومدند خیلیاشون دانشجویان هم دوره ای آقای شریفی اند که ناراحتند چرا استاد به اونها کلاس نداده ، میگفت من فقط به عنوان معترض اومدم (نقل به عین گفته ایشون )

امان از وقتی که آدم بشه سواره نظام کسانی که پشت چهره انسان دوستانه شون قصد و کینه سیاسی خودشون رو دنبال میکنند .

تاسف بارتر ازاینکه عده کثیری جهت کنسل شدن کلاسها تشویق به اومدن شده بودند ، علت این گفته بنده هم باشد اینکه بچه ها با شنیدن حرف آقایی که میگفت ما همه کلاسها رو تعطیل میکنیم و ... سوت کشیدند و کف زدند .

اما بنظر بنده تنها چیزی که این وسط جای اعتراض مابه بزرگان شورای صنفی و انجمن اسلامی است و خودشون بهتر از ما میدونند اینه که این داغ شدن ها صرفا بخاطر این هست که استاد شریفی منتسب به تشکل بسیج دانشجویی است و این فریادها چیزی جز برای خالی کردن عقده های دوستان از بسیج نمی تواند باشد ...شاهد مثال :

دبیر انجمن اسلامی در بین جمعیت مدام گوشزد میکرد و پچ پچ !!! مینمود که آقای شریفی قبلا دبیر بسیج بوده است و...

نکته حایز اهمیت و قابل ذکر اینکه : عملکرد ضعیفانه و یکجانبه اقای دکتر اصغری زاده معاونت دانشجویی و فرهنگی از جانب ما به شدت محکوم است ... دلیل آن را در نقد جریان ثبت نام اردوی مشهد بسیج دانشجویی ذکر میکنم )

ما ساکت نمی نشینیم که عده ای به بهانه احقاق حقوق به مقاصد سیاسی پشت پرده شان برسند و دانشجویان بازیچه این اغراض و ضررکننده اصلی این بازی باشند !





نوع مطلب : هتل مدیریت، 
برچسب ها :


ازسری جدید نقد های درون دانشکده ای (1)

وقتی هیچ چیز در جای خود قرار نمیگیرد ....

راستش هر روز که میگذرد به چمن بودن انجمن اسلام آمریکایی دانشکده بیشتر اعتقاد پیدامیکنم ...

یه عده جو گاز زده که گویی خیلی دوست دارند هویتشان را با بیانیه متولد کنند ...

بحث داغ این روزها  ....

داستان از این قراره که استاد شریفی بعد از ظاهر نامناسب یه خانم دانشجو به  پای صندلی این خانم میروند و از ایشون میخوان که اگر راه منزلشون نزدیکه تشریف ببرند و شال روسریشون رو عوض کنند ، و ذکر میکنند که از جانب ایشون اصلا مانعی نداره اگر این خانم نمیخوان سرکلاس بمونند براشون غیبت رد نمیشه و بعد هم این خانم از کلاس بیرون میروند ...



ادامه ماجرا رو حتما بخون


نوع مطلب : هتل مدیریت، 
برچسب ها :


کمیل جان :

مادربزرگ آرامت را که دیدم جلو رفتم و داغ بزرگش را تسلیت گفتم ...

در چشمانم خیره شد و گفت : به من تسلیت نگید دختر من تبریک داشت ... دلم یهو ریخت نتونستم جمعش کنم گفتم حاچ خانم تبریک میگم .... شنیدم وقتی رفته بود لبخندش را برای آرامش مادر یادگاری گذاشت ... از صمیم قلب برایشان رحمت و مغرفت از درگاه ایزد منان خواستاریم ....

درگذشت این عزیز را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنیم ....
مارا در غم خودتان شریک بدانید ...

بروبچه های بیت الحمد !





نوع مطلب : دل درد، 
برچسب ها :


"...معاویه حرف دروغی نزدها! عثمان کشته شده، انگشت های زن عثمان قطع شده، علی دادگاه قاتلان عثمان را برگزار نمی کند!... تا حالا از خودتان پرسیده اید چرا حضرت علی دادگاه قاتلان عثمان را برگزار نکرد؟ چرا شفاف سازی نکرد راجع به قاتلهای عثمان؟ معاویه نامه می دهد «مالک را بده ما محاکمه اش می کنیم، دیگر تمام! دیگر من کاری به کارت ندارم»..."

دکتر سوزنچی

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سوزنچی در سخنان مهمی با عنوان «نقش بصیرت در ولایت پذیری در زمانه فتنه» با ذکر مثال هایی تاریخی به بیان نکاتی ظریف، نو و روشنگر پیرامون فتنه پرداخت :
جنگ جمل چگونه بود؟ خلیفه به‌ناحق(؟!) كشته شده است. انگشتان دست همسر عثمان بریده شده است و معاویه هم فیلم آنها را برای مردم پخش می‌كند: آن ها را از منبرش آویزان كرده است. قاتلان عثمان هم در لشكر علی علیه‌السلام‌اند. نهایتاً‌ اینكه همه از علی كه اكنون خلیفه است می پرسند چرا قاتلان را محاكمه نمی كنید. چه دلیلی وجود دارد كه حرف معاویه پذیرفته نشود؟
از طرفی ام المؤمنین می گوید علی ظالم است. زبیر سیف الاسلام و طلحه الخیر همه می گویند علی ظالم است. این همان فتنه است. شك در صلاحیت و معصومیت علی بر اساس شواهد و قرائن اولیه. آیا علی علیه‌السلام دادگاه قاتلان عثمان را برگزار می كرد -شفاف سازی می‌كرد- بهتر نبود؟! كدام قاتلان؟ منظور آنها كسی مثل مالك اشتر بود كه فضا به نحوی طراحی می‌شود كه گویا او در این ماجرا بی تقصیر نیست. معاویه نامه داد كه مالك را تسلیم كن ما خودمان محاكمه اش می كنیم!
در اینجاست كه آن صحابی دچار شك می‌شود و می‌گوید علی من چگونه بین تو و طلحه و زبیر و عایشه انتخاب كنم؟ علی علیه‌السلام چه پاسخی می دهد؟ علی می فرماید مشكل شما این است كه حق را با افراد می سنجید. اشخاص شما را به اشتباه انداخته اند. باید حق را بشناسید. حالا سوال من این است: آیا حقی كه باید بشناسید این است كه بدانیم قاتل چه كسی است و علی چه نسبتی با این قاتلان دارد؟ اگر این طور باشد كه حق با مخالفان علی است. خیر. منظور علی علیه‌السلام از اینكه می فرماید اعرف الحق منظورش این است كه جریان حق و جریان باطل را بشناس. ببین افراد در چه جریانی قرار گرفته اند.
اما این فتنه ها در مجموع به نفع اسلام تمام خواهد شد چرا كه انسان‌هایی در همین فتنه ها توان تحلیل و رشد پیدا می‌كنند و كسانی كه در انتهای فتنه به سلامت می مانند، زمینه ساز ظهورند .



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاست بی پدرومادر، 
برچسب ها :


بسم الرب الجلیل

در حدود شش ماه پیش یعنی دقیقاً روز 22 اردیبهشت ماه اتفاقی در مجلس شورای اسلامی افتاد که هر چند از یک مدیر اسلامی توقعی جزء آن نبود اما با توجه به شرایط امروز عالم سیاست کمی دور از ذهن می نمود.


به گزارش جهان، در 23 اردیبهشت ماه سال جاری خبری بر روی خروجی جهان نیوز قرار گرفت که حکایت از پاسخ اخلاقی یک مدیر ارزشی در واکنش به یک اقدام غیر اخلاقی داشت. این خبر به خاطر منحصر به فرد بودنش، بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت.

ماجرا از این قرار بود که یکی از مدیران وقت وزارت نیرو در روز پاسخگویی به سوالات تعدادی از نمایندگان، پس از آنکه مورد ضرب و شتم یکی از نمایندگان مجلس قرار گرفت واکنش جالبی از خود بروز داد.

این مدیر اخلاقی بلافاصله پس از این هتک حرمت، در اقدامی ارزشمند بدون هیچ گونه عكس‌العمل منفی در برابر نماینده هتاك، بلافاصله مشغول اقامه نماز شد و در پایان نماز نیز خطاب به نماینده هتاك گفت: هنگامی كه شما رفتار عصبی از خود بروز دادید، با خواندن دو ركعت نماز از خدا خواستم به من صبر و تحمل عنایت كند و از سر تقصیر شما بگذرد.

این رفتار اسلامی در برابر رفتار غیرقابل توجیه و دور از شأن این نماینده سبب شد حجت‌الاسلام ابوترابی‌فرد نایب‌رئیس مجلس به منظور قدردانی از متانت این مدیر، بر دست وی بوسه بزند.

پس از فراموش شدن این ماجرا جهان نیوز متوجه شد این مدیر اخلاقی همان گزینه پیشنهادی رئیس جمهور برای تصدی وزارت نیرو است که  بدون هیچ رای مخالفی از نمایندگان مجلس شروع به کار خود کرد،  بله جناب آقای نامجو.

برو بجه های بیت الحمد  به دکتر احمدی نژاد به خاطر این انتخاب که علاوه بر اخلاق اسلامی دارای تجربه و تخصص مدیریتی است تبریک میگویند.






نوع مطلب : سیاست بی پدرومادر، 
برچسب ها :


23 آبان 88 :: نویسنده : سنگر ساز

 

طولانی اما باید دانست..

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و تخریب صیانت و قداست حرمت شکنی و پاره کردن بند تسبیح به جای شکستن دانه دانه آن.
چرا اگر کسی به کسی نسبت زنا داد و چهار شاهد بر آن اقامه نکرد بایستی هشتاد شلاق بخورد و شهادت او بعد از آن قبول نشود و او عندالله فاسق شمرده شود؟ در­حالی که می­دانیم طرف، فساد اخلاق مشاهده کرده، برای مبارزه با فساد نسبت را داده است؛ چقدر کار بزرگی است مبارزه با فساد و تباهی. هر انسانی، هر مسلمانی بر اساس انسانیت و یا اسلامی تحت حکم عام «کلکم راع و کلکم مسئول» نسبت به­دیگری حالت داور فوتبال دارد که کارت زرد و سرخش اعتبار دارد.
«ان الله جعل لکم شیء حدا و جعل علی کل من تجاوز الحد حدا»
آنکه به­دیگری نسبت زنا داد بدلیل آنکه می­خواسته با فساد مبارزه کند کارت زرد یا سرخ خود را نشان داده است این همان حدی است که خداوند برای هر چیزی قرار داده زنا محکوم بوده و نسبت دهنده برای مبارزه با فساد قیام کرده، اقدام کرده است اما چون چهار شاهد ندارد از حد، تجاوز کرده است و برای متجاوز از حد، حد شلاق وضع شده و مجازات­های مدنی دیگر، زیرا متهم حقوق مدنی دارد تا چهار شاهد بر علیه او شهادت ندهند حرمت او محفوظ است و نسبت دهنده حرمت شکنی کرده و بند تسبیح را خواسته پاره کند؛ هشتاد شلاق و عدم قبول شهادت، کوتاه کردن دست اوست. دیواری باید حائل میان نقد و تخریب باشد اگر نسبت دهنده چهار شاهد اقامه کند نقد کرده است اما اگر اقامه نکرد تخریب کرده و مجازات می شود.
اگر قرار است نقد آزاد شود باید حد مجازات تخریب مشخص شود و اجراء گردد و الٌا مصونیت بند تسبیح نظام در خطر پارگی قرار می­گیرد.
در ماشین ترمز در اختیار راننده است و در فوتبال کارت سرخ و زرد در اختیار داور است؛ در قطار ترمز در اختیار همگان است در ادیان الهی کارت سرخ و زرد در اختیار همگان است که همه وظیفه امر به معروف دارند در قطار هرکس بی­جهت ترمز قطار را بکشد جریمه نقدی دارد پس باید برای کاربران کارت­های زرد و سرخ حد و حدودی تعریف شود و برای متجاوز از حد جریمه­ای مقرر گردد. در مساله نقد رهبری باید توجه داشت نقد و تخریب در فرد دیوار بلند هشتاد شلاق را داشت و مجازات­های مدنی دیگر. پس در امر رهبری تخریب، مجازات تخریب همه افراد را دارد چون همه به هم می­ریزند و همه آسیب می­بینند.
در فوتبال نقد هر یک از بازیکن­ها امر رایجی است اما فقط کارشناسان عالی­رتبه این کار را انجام می­دهند اما نقد داور پیامد­های کمرشکن برای نظام فوتبال دارد. زیرا ابهت و کاریزمای شخصیت اوست که فوتبال را با ابهت و ممتاز می­کند داور باید نقش الماس را در شیشه­بری داشته باشد. چندین نسل از شیشه­برها از یک الماس استفاده می­کنند، خط می­اندازد و خط بر نمی­دارد.
آیا در جامعه هم خط انداختن و خط بر نداشتن بدلیل صلابت مسئولان است یا به حریمی است که به کمک قوانین حمایتی برای آنها قائل می­شویم و یا به هر دو؟ شکی نیست که اگر صلابت خود مسئولین نباشد صیانت قوانین حمایتی به تنهایی کارساز نیست و اگر صیانت قوانین حمایتی نباشد صلابت به تنهائی امنیت شغلی برای مسئول فراهم نمی­آورد. هرکس به فراخور اهمیت کارش نیاز به صلابت کسبی و حرمت قانونی دارد.
داور را مجموعه­ای از کارشناسان به صورت محرمانه نقد می­کنند و اگر نقد آنها نباشد اصلاح امر داوران و رفع کاستی­های آنان جامه عمل نمی­پوشد و اگر رسم شود که همه داور را نقد کنند داور شایسته، ایمنی نخواهد داشت و قبول مسئولیت نمی­کند و داوران درجه 2 صلاحیت لازم را ندارند که بازی شکسته شود و بازیکن­ها وقتی دیدند به جای نقد خودشان نقد داور امکان پذیر است به جای اصلاح خود به تخریب داور می­پردازند و اصلاح نمی­شوند، به همین دلیل بازی ترقی نمی­کند چون داور مصونیت نداشته است.
صلابت­شکنی از داور به نفع بازی نیست برش شیشه وقتی زیبا درمی­آید که صلابت الماس شکسته نشده باشد. خط گرفتن از اشخاص در شأن خط دهنده­گان به جامعه نیست، استبداد اصرار بر راه کج و غلط است وگرنه صلابت در راه صحیح به هیچ­وجه استبداد نیست.
نباید فراموش کنیم که دشمن کارهای زشت خود را در قالب برنامه­های قشنگ به فروش می­رساند. سم قاتل آزادی و شرافت را دربسته­بندی شکیل به عنوان کوتاه­ترین راه برای مبارزه با استبداد و خودکامگی عرضه می­کند مگر ابلیس به آدم چه گفت؟ «هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یَبْلَى»(1) نمی­خواهی برای همیشه در بهشت ماندنی باشی؟ چشیدن همان و از بهشت بیرون گذاشته شدن همان.
هر وقت پیروان ابلیس مبارزه با تروریزم را مطرح کردند دیدیم برنامه تأسیس نوع جدید تروریزم را پیاده کرده­اند حتی در عصر صدام تروریسم در عراق وجود نداشت کدام مورد است که شخصی با ترور و بمب­گذاری در عراق از میان رفته باشد؟ گرفتن صریح و کشتن بی­باکانه ولو هفتصد نفر را در یک روز تیر­باران کنند که چرا خود را به جبهه معرفی نکردی، کشته شدن بعضی حتی مسموم شدن در تمام حکومت­­های جباران سابقه داشته است. گروهک منافقین در عصر صدام در ایران اقدام به ترور و بمب­گذاری می­کرد و چه بسا چهار امام جمعه را به مناسبت حروف اسم صدام گزینش کرده باشند صدوقی، دستغیب، اشرفی اصفهانی و مدنی را، اما آمریکا به عنوان مبارزه با تروریزم وارد عراق می­شود صدام را بر می­اندازد و رأی­گیری انجام می­گیرد و گروهی اکثریت بدست می­آورند. آمریکا می­گوید دفاع و امنیت باید با ما باشد وزیر کشور به نظر آمریکا انتخاب می­شود. به دستور وزیر کشور شیعی معرفی شده آمریکاییان، چهارده نفر از محله اهل سنت ربوده می­شوند و بعد از مدتی جنازه ایشان در همان محله رها می­شود تا اهل سنت از طریق بمب­گذاری انتقام بگیرند از آن پس گرفتن و زدن و کشتن از هر دو طرف افزایش می­یابد و هرگاه یک طرف نزدیک به غلبه بر طرف دیگر شد به هر صورت طرف مقابل ولو از طریق دولت­های همسایه تقویت شد تا کارخانه آدم سوزی خاموش نشود. ششصد کشته و مجروح در یک روز امری عادی شده است.
در افغانستان آمریکا به نام مبارزه با تروریسم وارد می­شود بعد از آن­که احمدشاه مسعود به وسیله خبرنگاران القاعده ترور شده است انتخابات ظاهری برقرار می­شود و یکی رئیس جمهور می­شود، اگر آنها با طالبان جنگ دارند چرا به وسیله هلی برد به آنها کمک می­فرستند؟ اخیراً که در انتخابات مجدد رأی آورده تا تعطیل و تجدید انتخابات پیش می­روند و بعد به ابقاء همان رئیس جمهور اکتفا می­کنند که نفس نکشد وگرنه برانداخته می­شود. کارخانه آدم سوزی نباید تعطیل شود.
در پاکستان سالها ارتش به طالبان در افغانستان کمک می­کرد حال که در پاکستان انتخابات شده و این آقا روی کار آمده است باید با طالبان بجنگد. هواپیماهای بی­سرنشین قبایل را بمباران می­کنند و طالبان و القاعده هم بمب­گذاری­های بزرگ در افغانستان و پاکستان راه انداخته است و مرتبا در حال افزایش است تا کارخانه آدم سوزی روز به روز فعال­تر عمل کند، رسالت آمریکا در هر سه کشور عراق و افغانستان و پاکستان یکی است. کارخانه آدم سوزی را استارت بزند، وقتی کارخانه به صورت اتوماتیک فعال شد که به کمک آمریکاییان نیاز نداشت آنها نیروهای خود را بیرون بکشند.
کجا شعاری را دادند و ضد آن عمل نکردند؟
در قضیه نقد رهبری نباید جوانان فریب ظاهر قضیه را بخورند و به خاکی بروند. نگاه کنید مسأله غیبت و ظهور را.امام یازدهم مورد سؤال و نقد واقع می­شود که اموالی که از طرف بزرگان شیعه خدمت ایشان ارسال شده کجا مصرف شده است؟ امام در جواب می­گوید: «اگر امامت امر مستمری است و شما به آن پایبندید چرا این سؤال از اجداد من نشد؟» و از آن پس دستور می­دهد پرده سیاهی در اتاق دیدار نصب می­شود و شیعیان از پشت پرده با آن حضرت گفتگو می­کنند و از آن زمان غیبت آغاز شد.
اخیراً که مردم از خواب غفلت بیدار شدند و امام امت به عنوان وکیل امام زمان روی کار آمد جنگ هشت ساله این همه شهید و مجروح داد و با قبول قطعنامه پایان یافت و امام تمام مسئولیت آن را به عهده گرفت، همه خانواده شهداء و دیگران به نفع امام راه­پیمایی و تجدید بیعت کردند.
چرا قائم مقام او، فریب شعارهای ظاهری خورد و گفت: "در ادامه جنگ اشتباه کرده­ایم و باید از مردم معذرت خواهی کنیم" و امام در منشور جنگ نوشت: "ما در یک لحظه هم از جنگ پشیمان نیستیم آیا از اینکه عمل به وظیفه کرده­ایم باید پشیمان باشیم"، و پانزده و اندی نتایج بزرگ را حاصل این جنگ می­داند.
چرا اکنون صحبت نقد رهبری مطرح می­شود که ایشان گفته است باید علوم انسانی از قرآن گرفته شود؟چرا اکنون که محور دوم خردادی­های سال هفتاد و شش و جریانات اخیر بعد از انتخابات به این نتیجه رسیده است که رهبری این قائد، صحیح و استوار بوده است و هیچکس به اندازه او صلاحیت چنین امری را ندارد. چرا حالا شبهه نقد رهبری مطرح شود؟
باید مواظب کلمه حق یراد بها الباطل بود در کجای دنیا یک قول فصل و فصل الخطاب وجود ندارد که در نظام جمهوری اسلامی وجود نداشته باشد؟
اصولا وجود فصل­الخطاب جزء ضرورت نظام­های کفر و نظام­های اسلامی است. بدون وجود فصل­الخطاب سنگ روی سنگ بند نمی­شود.
در آمریکا که اینقدر عربده دموکراسی می­کشد وقتی طرفداران الگور مسأله شمارش آراء را مطرح کردند، دادستانی اعلام کرد بدون شمارش آراء بوش برنده است و صداها خوابید.
یکی گفت چرا شمارش نشد؟! به او پاسخ دادند مهم نیست چه کسی کمتر و چه کسی بیشتر رای آورد، مهم این است که مقامی به این گفت و شنید پایان دهد و اگر این گفت و شنید ادامه یابد نظام از هم می­پاشد. این که وقتی سؤالی در مردم می­چرخد انرژی متراکمی در سینه­ها حبس می­شود خوب است این انرژی آزاد شود این کلمه حقی است اما نباید فصل­الخطاب کمرنگ شود.
این نهادهایی که مسئول نیستند اصلاح در آن­ها عقب می­افتد همین دلیل آن بود که به وزارت­خانه تبدیل شدند تا امکان سؤال و تحقیق و تفحص در آنها وجود داشته باشد مثل جهاد که به وزارت­خانه تبدیل شد، اطلاعات و امنیت که به وزارت تبدیل گردید. اما مسأله شورای نگهبان که اخیراً بعد از انتخابات زیاد سر زبان­هاست و گفته می­شود اگر این نهاد اعلام موضع نکند تا خیال شود جانبدارانه نظارت می­کند مطلبی است؛ قرآن می­گوید: «وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ»(2) تو اهل مکتب و کتاب نبودی و نمی­دانستی که کتاب چیست و خطی بدست راستت ننگاشتی اگر چنین سابقه­ای می­داشتی مبطلان درباره تو به تردید می­افتادند.
در زمان امامت جمعه به اتفاق مسئول دفترم خدمت رهبر رسیدیم مسئول دفترم برای پیروزی حقیر در انتخابات خبرگان در تلاش بود در محضر ایشان عنوان کرد که نظرتان هست که ایشان در انتخابات آتی موفق شوند ایشان گفتند: "من اظهارنظر در این گونه مسائل را بر خود حرام می­دانم" جلسه خصوصی بود و مطالب هم ضبط نمی­شد. رای آوردن یا نیاوردن مثل منی مسأله مهمی نیست اما گفته ایشان در این که حق دیگری ضایع نشود مهم است.
اما هرگاه احساس کند به دلیل نگفتن و احتیاط او ممکن است جریان براندازی اتفاق بیفتد خود را هزینه می­کند و عوارض آن را می­پردازد. عهد او با مردم و عهد مردم با او رهبری است. رهبری این نیست که خوشنام و دموکرات­منش زندگی کند اما مردم به اسارت بروند. رهبری باید در موضع اسارت مردم تقیه نکند و برای اعتراض چند انسان روشنفکر نمای ظاهربین، عهد رهبری و امانت، استقلال و آزادی و جهت حرکت کفر به طاغوت و ایمان به الله را به هیچ خوشنامی و تعریف و تمجید ظاهری نفروشد.
این هنر نیست که امت خود را وادار به پذیرش­هایی ظاهراً زیبا نماید مگر مردم عراق که حکمیت را به علی علیه السلام تحمیل کردند عاقبت از این کار چه نتیجه­ای گرفتند؟! مگر وقتی معاویه، عمر­وعاص را نماینده و حَکَم مردم شام کرد علی علیه­السلام ابن عباس را برای حکمیت معرفی کرد این چه هنری بود که امت کرد که ابوموسی را به عنوان حَکَم به علی علیه­السلام تحمیل نمود آخر چه سودی از این کار بردند؟ اگر نظارت را چنان کنیم که بالاخره دشمن مردم به دست مردم بر مردم ناخواسته حاکم شود خیانت به مردم است اما اگر اکثریت چنان خواستند چنان خواهد شد. بحث در این است که بازگشت مجدد سلطه آمریکا خواسته اقلیت باشرافتی نیست؛ گذشته از اکثریت و تا زمانی که اکثریت استقلال آزادی و حرکت به سوی تعالی دنیایی و آخرتی را می­طلبد هزینه شدن از آبرو برای همه سرمایه­گذاری است. رهبر هم هزینه کند سرمایه­گذاری است. امام می­دانست پسوند مطلقه بعد از واژه ولایت برای بعضی تحمل آن دشوار است. برای سرمایه­گذاری به نفع اکثریت از حسن­ظن جماعتی به خودش صرف­نظر کرد تا دست رهبر در آینده در دفاع از حقوق اکثریت باز باشد. اما اگر به جایی رسیدیم که مثل مردم عراق در زمان امیرالمؤمنین علیه­السلام یا مثل مردم مدینه در زمان رسول خدا صلی­الله­علیه­وآله شدیم نه این علی، که آن علی معصوم هم باشد نمی­تواند مارا نجات دهد زیرا ما خودمان نخواسته­ایم. اما امام در وصیت­نامه خود نوشت: "من شهادت می­دهم که این مردم از مردم عراق زمان علی علیه­السلام و مردم مدینه زمان رسول خدا صلی­الله­علیه­وآله بهترند".

و انشاءالله در بحث ریزش و رویش که به آن مشغول هستم مفصلاً غلبه رویش بر ریزش را توضیح خواهم داد، به حول و قوه الهی؛ والسلام علیکم و رحمة­الله.

محی الدین حائری شیرازی

1- طه/120

2- العنکبوت/48

راستی علم خمینی هم بر زمین می ماند شاید مرده باشیم!





نوع مطلب :
برچسب ها :








۱-اولین بار که این عکسو دیدم خندیدم اما بعد دلم واسه این جوجوها سوخت...
دلم برای جوونایی که از رو نادونی افتادند دنبال میرحسینم میسوزه و متاسفم واسه یه عده ایشون که به پشتشون نیگا نمیکنندو نمیبینند همراهاشون کجان 
توهم بیشماری به سرشون زده هنوزم که هنوزه دارن راهشونو میرن...

۲-
اللهم وَفِّقْنى لِلنُّفُوذِ فیما تُبَصِّرُنى مِنْ عِلْمِهِ : پروردگارا توفیقم ده تا نسبت به آنچه به من بصیرت میدهى اقدام كنم




نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 18 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
بیت الحمد
علم خمینی بر زمین نمی ماند .... مگر ما مرده ایم؟؟!!!
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سنگر ساز
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :