|
از جنوب برگشتیم.از مأمن بزرگی شهدا که جنوبم به خاطر اونها بزرگ شد. کم بود یا زیاد مهم نیست. اونی که اهمیت داره اینه که چقدر دست پر اومدیم؛ اونی که اهمیت داره اینه که با انگیزه اومدیم؛ برای افسری جنگ نرم اومدیم "رهبر به ما گفتن افسر جنگ نرم و افسر در حداقل ترین حالت یعنی فرمانده گروهات ، و گروهان در حداقل ترین حالت به هیاد یاران امام حسین (ع) هفتاد و دو نفر بود. یعنی هر کدام باید هفتاد و دو نفر را به خط کنیم و رفیقشان باشیم" حاج حسین یکتا افسری می کنی مومن؟ یا علی
نوع مطلب : دل درد، برچسب ها : -بنویس "آب" ، جار بزن "نان تمام شد"
جای دوستان خالی. نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، برچسب ها : مجنون، جنوب، این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید. نوع مطلب : برچسب ها : سلام اول از همه به همه بچه ها یه خسته نباشید از ته دل میگم.حقیقتا گل کاشتید ![]() دم همتون گرم همه چیز برنامه ریزی شده و دقیق بود و ارزش کار تیمی رو خیلی بیشتر از قبل به همه نشون داد. اجرتون با شهدا ![]() خدا قوت ![]() با این حال جا داره تا برای بهتر شدن کارها و برنامه ها بعضی از ریزه کاری ها و نکات رو هم به هم یادآوری کنیم. بچه ها نمیدونم نظر شما چیه ولی من حقیقتا شگفت زده!و البته خجالت زده شدم وقتی اجرای زیبای! این گروه رو دیدم... . . . . . بقیه در پست بعدی رمز ، شماره تلفن منزل مقداده.(چون شماره همراه زیاد مطمین نبود . ادامه مطلب نوع مطلب : هتل مدیریت، دل درد، برچسب ها :
میدونی درد مرد چیه؟ این که غصه های کوچیک و بزرگش رو هم تلمبار شه و بشه یه زخم کهنه؛ ولی روزگار امونت نده تا درمونش کنی. اونوقت هی نمک روش بپاشی تا برات یه یادآوری باشه،یه تلنگر... بخوای بگی و خنجر نامردی "چه کنم؟ چه کنم؟ " قلبت رو پاره کنه. بخوای بگی و لحظه ای که میخوای دم بزنی نمک بریزی رو زخمت تا اونچه که از حلقومت بالا میاد درد و ناله باشه نه کلمات...! . . . . . درد و غصه هام داره خفه ام میکنه. دیگه آروم گریه کردن اثر نداره. باید برم، باید برم نزدیکترین جایی که بتونم خدا رو ببینم؛ جایی که فقط من باشم و اون. جایی مثل قله یه کوه بلند، یه کوه خیلی بلند که اکسیژن نباشه ، که هی داد بزنم و بگم و بگم و گریه کنم و ضجه بزنم و هوایی نداشته باشم و ... و بگه "وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ..." اونوقته که خدا آرومم میکنه؛ که آروم میشم. یه سوال: نفس میکشی که زندگی کنی یا زندگی میکنی چون نفس میکشی؟! فراسوی افکار کره خاکی..... پس گام: فقط بخون چون درمونش رو یاد گرفتم. قرآن رو باز کنی. اونوقته که خدا دست میذاره روی قلبت و آرومت میکنه. همین. پیش گام: الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. سوره رعد-آیه 26 نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، برچسب ها : بیت الحمد علم خمینی بر زمین نمی ماند .... مگر ما مرده ایم؟؟!!! درباره وبلاگ مطالب اخیر آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها آمار وبلاگ |
||||