پرده آخر : دوران معاصر

دانشکده مکانی برای درس نخواندن . فضایی برای میدان دادن به جوانان امت رسول (ص) .فضایی در آرامش و دوستی تمام. مکانی برای استیفای تمام حق کوانین . مکانی برای جلسات مخفی ؛ این بار در راستای وحدت فرق گوناگون . همان گفتگوی کوانین با برداشت آزاد از گفتگوی تمدن ها !
دانشجو : " ... یحمل اسفارا ..." بدون هیچ دغدغه ، همان سیب زمینی (!) . او که از زمین و زمان می نالد و دشمنی عجیبی با کتاب دارد .
کانون قرآن ؛ چاردیواری بوسعت درک الاسفلین ، اما این بار نه با نوای دلنشن قرآن که با بوی مستهجن شب یلدا (بخوانید : شعر طنز یلدا! ) ، با مزه نمایش گرانقدر "فرزندان آدم !" ، با خط دهی انجمنی نه اسلامی ! ، و برای نورانیت بیشتر جمع حاضر؛ با حضور صاحب امتیاز همان جنات عدن که این بار به ویرانه ای چون درک اسفل السافلین تبدیل شده است ... صلللووواااات!
خدانکند که چون "اشعری " قرآن بر نیزه را گواه ... بدانیم !!!
دیدارهای مخفی ... محفل انس با "30
gar" و حضور یاران دبستانی اسبق و معاصر که تنها افتخارشان ، حجم پرونده شان است وآوازه شهرتشان تا  دانشگاه علامه رفته ، آن هم در جمع هنر هفتمی ها !
نشریه ای که دامنه ای طنزش تا هجو کشیده شد و سر از عشق نامه یک دختر در آورد ...(!)
عده ای که به طرق مختلف در نبش قبر خاطرات تعلیق شان کوشیدند و سعی کردند عذر بدتر از گناه بیاورند .
حضور فضل نماهای به ظاهر ثواب(!) و تبیین تمایز حقیقت و واقعیت ... واقعیتی که بیان معنای گسترده "یوسف گمگشته"  را در برگرفت وحقیقتی که بی شک خبر از انقراض گونه جویای علم می داد نه گونه مذکر!...
نشریه ای با طرح جلد " دانشگاه زنده است" ، بدون صاحب امتیاز و با همکاری همه (؟!) ... همه در برابر یکی ! همان  "یکی"  هایی که تشنه قدرت خطاب شدند نه شیفته خدمت . آنها که استخوان در گلو و خار در چشم دارند و دنیای دردهای نگفته شان را گذاشته اند برای یوم الحساب . چرا که خود همیشه صادقش در همان قرآن عظیمی که حالا تنها زینت طاقچه های نداشته مان شده ، به وعده ای شیرین امرمان فرمود : "فاصبروا حتی یحکم الله بینناو هو خیر الحاکمین"

تبصره : این بار هم چون گذشته ای افتخارآمیز در راستای سیاست های رؤسا، دانشکده باید مکانی برای ساخته شدن دانشجویی باشد که قصد دارد جامعه آرمانی ظهور را بسازد ! با ذکر این نکته دانشجویان مدیریتی سهمی در ساختن جامعه آرمانی ندارند.

پیشنهاد؛ تبصره دانشجو (همان یکی ها) : در راستای سیاست عده ای پردرد، بهتر است رؤسا به فکر کلاه آخرتی خود باشند که باد طوفان زده کوانین آن را نبرد ، جامعه ی آرمانی حضرت صاحب پیشکش حضورشان!





نوع مطلب : هتل مدیریت، 
برچسب ها :


پرده سوم : دوران ما قبل معاصر

دانشکده جایی برای بیشتر از کمتر درس خواندن . مکانی با پلمپ شدن فرهنگ و ادب توسط بی فرهنگیان !
سوختن هنر هفتم توسط صاعقه ای آسمانی . قرآنی به وسعت حقیقتی ... به وسعت نگرانی حضرت رسول (ص) برای عاقبت امت .
 مکانی با تحریم حضور بی شرمانه نیکوتین و فریاد "هوای سالم حق مسلم ماست " از دهان آنان که ترنم حضورشان را مدیون دانشجویانی هستند که بال پروازشان شدند و به نمایندگی همه آنان... ( اماکوا گوش شنوا؟) 
عده ای که علت حضورشان را در اندیشه امام (ره) جستجو می کردند ... همان هایی که جدیدا او را آقای خمینی خطاب می کنند (!) و جامعه ای پر از تهی (!!!...!

 تبصره : در راستای سیاست های روسا ؛ دانشکده باید جایی مکانی برای ساخته شدن دانشجویی باشد که قصد دارد جامعه آرمانی ظهور رابسازد! اما این بار نه با تفرقه ، با دکترین وحدت کوانین !

 





نوع مطلب : هتل مدیریت، 
برچسب ها :


پرده دوم : دوران مابعد سنگی

دانشکده جایی برای کمتر از بیشتر از درس خواندن . جامعه ای با فرهنگ و ادب به طول شب یلدایی تا همیشه تاریک (!). با حوضی پر از دور حوضی . با تفریحات سالم و ساعاتی دور از دغدغه سپید شدن تک موهای دانشجو. امکاناتی برای دیدن سرگذشت آدم (!) ... تا دانشجو بیش از پیش بر نابودی سرگذشت خود امیدوار باشد.
مکانی برای گرفتن حق کوانین!
طوماری به بلندای دغدغه دانشجو و مجمعی که بجای حل مشکل ، صورت مسئله را پاک کرد .
چاردیواری به وسعت جنات عدن برای فریاد صدای غمناک حضرت رسول(ص) که " یارب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا ".
مکانی برای دیدارهای مخفی ، جایی برای پیداشدن گمشده ها ، قلیل الانتشاری برای آگهی همسریابی (!).
هوایی به وسعت نیکوتین ، چیز ، اون یکی چیز (!)
بوفه ای که در کنار تغذیه جسمی فرهیختگان (؟!) با فروش همان 30
gar سعی در پاک سازی فضلای دانشکده دارد ! دانشکده ای که با کاغذهای رنگارنگ " سیگار نکشید " فقط زینت شده است .

تبصره : هنوز هم در راستای سیاست های روسا ،دانشکده باید مکانی برای ساخته شدن دانشجویی باشد که قصد دارد جامعه آرمانی ظهور را بسازد ! اما این بار با فضا دادن به سازندگان جامعه آرمانی !!!





نوع مطلب : هتل مدیریت، 
برچسب ها :


پرده اول : دوران سنگی

دانشکده ، جایی برای بیشتر درس خواندن . جامعه ای بدون فرهنگ و ادب (!) ، بدون هیچ تفریح، بدون ساعتی دور از هر گونه دغدغه و فاقد هنر فقید هفتم (!) ، با حوضی بدون هیچ دور حوضی ( به قول خودمان همان قشر خاکستری بی گناه) ؛ تنها با اندیشه ی داشتن چیزی شبیه آکادمی ارسطو ...
بتخانه ای دریغ از یک منجی که سنگ شفابخش قرآن را به سینه بزند (!) مکانی بدور از هر گونه دیدارهای مخفی ، بدور از جلسات وصل ، بدون دود موجودی آزاردهنده بنام 30
gar.

تبصره: در راستای سیاست های روسا دانشکده باید جایی برای ساخته شدن دانشجویی که جامعه آرمانی ظهور را بسازد ، باشد !!!



ادامه مطلب


نوع مطلب : هتل مدیریت، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 6 )    ...   3   4   5   6   
بیت الحمد
علم خمینی بر زمین نمی ماند .... مگر ما مرده ایم؟؟!!!
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سنگر ساز
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :